شعر - یک پله یک پله

وقتی هواپیما

از دور پیدا شد

آغوش یک ملت

بر روی او وا شد

یک پله یک پله

می آمد او پایین

با چهره ای پُر نور

با خنده ای شیرین

آرام می آمد

دل، بی قرارش بود

دریایی از مردم

در انتظارش بود...

نظرات ارسال شده